در ستایش حاشیه
چرا بهترین فکرها کنار متن نوشته میشوند — و چرا صفحههای امروز جایی برایشان ندارند.
کتاب از یک فنجان چای ارزانتر بود. عطفش دو جا شکسته بود و کسی تقریباً همهٔ صفحهها را با مداد خط کشیده بوداز یک دستفروش کتاب خریدمش؛ نام صاحب قبلی از صفحهٔ اول پاک شده بود.. اما خطها نبود که مرا نگه داشت؛ دستخط کوچک و کج کنار صفحهها بود — پرسش، مخالفت، یک تاریخ، و یک بار فقط کلمهٔ «نه».
کتاب را در یک هفته دو بار خواندم: یک بار برای نویسنده و یک بار برای غریبهای که با او بحث کرده بود. خواندن دوم بهتر بود. حاشیه، یک تکگویی را به گفتوگو بدل کرده بود.
دفترچهٔ کنار صفحه
نوشتن کنار متن از کتاب چاپی قدیمیتر است. در بسیاری از نسخههای خطی، شرح زیر متن اصلی نمینشیند بلکه دورش میپیچد و وقتی جا کم میآید، گاهی مایل میشودشیب تزیین نیست: سطرهای مایل، کلمههای بیشتری را در فضای باریک میان متن و لبهٔ کاغذ جا میدهند.. صفحه همزمان دو صدا میشود: آنچه گفته شده، و آنچه کسی دربارهاش فکر کرده.
عادت را نگه داشتیم و فضا را از دست دادیم. صفحههای امروز رشتهٔ نظر زیر متن میدهند، هایلایتی که روی سرور دیگری ذخیره میشود، یادداشتی در اپی دیگر. همهچیز جز خود حاشیه — جایی که یک فکر بتواند کنار جملهای بنشیند که آن را به وجود آورده.
حاشیه جایی است که خواننده جواب میدهد.— یادداشتی در یک کتاب دستدوم
صفحهای که جا دارد
پانویس از شما میخواهد جمله را رها کنید، شمارهای را پایین صفحه پیدا کنید و برگردید. یادداشت کناری چیزی نمیخواهد؛ همانجاست، همتراز سطری که به آن تعلق داردروی گوشی حاشیهای نیست؛ برای همین هر یادداشت با لمس شماره، زیر سطر خودش باز میشود.. این صفحه همینطور ساخته شده: ستونی باریک، حدود شصتوشش حرف در هر سطر، و یادداشتها کنارش.یادداشتهای بیشماره برای حرفهای کوتاهیاند که ارجاع لازم ندارند.
جا داشتن یعنی خالی بودن نیست. فضای سفید دور یک بند میگوید که مهم است؛ فاصلهٔ میان بندها اجازه میدهد بایستید. صفحهای که جا دارد به خوانندهاش اعتماد میکند که نفسی بکشد — و گاهی مدادی بردارد.
هر جملهٔ این صفحه را انتخاب کنید؛ میتوانید هایلایتش کنید، بهعنوان نقلقول نگهش دارید یا برای خودتان یادداشتی بگذارید. همه در کتابخانهٔ شما و کنار متن میمانند، همانجا که جایشان استدر این نسخهٔ نمایشی، هایلایتها فقط در همین صفحه میمانند و به جایی فرستاده نمیشوند.. آن غریبهٔ مداد بهدست، احتمالاً موافق است.
در همین شماره
پاییز ۱۴۰۵یک جستار، هر دو جمعه یک بار.
بدون خبر، بدون شلوغی. هر وقت خواستید لغو کنید.
نامهها
نسخهٔ دیوان پدربزرگم هنوز پیش من است، پر از یادداشتهای او. حاشیههایش را بیشتر از خود شعرها میخوانم.
مهتاب، شیراز · دیروزجستار خوبی بود. ولی بعضی از ما توی کتابهای کتابخانه هم حاشیه مینویسیم — لطفاً تشویقمان نکنید.
بهروز، تبریز · ۲ روز پیش